
گفتگو |
____________________________________
گفتگو با لطیف ناظمی شاعر افغان در باره تعهد و التزام در هنر و ادبیات می دانیم که واژهء ایدیولوژی ، باورها ، معتقدات و نگرش های خاصی را به منظور حقانیت ، تولید و تکثیر خود القأ می کند و چون الگویی در صدد مطلق ساختن و حقانیت بخشیدن به آن است و جز آن طریق ، همهء باورها ، معتقدات و نگرش های و دیدگاه ها و الگو های دیگر را مردود می شمارد – ممکن است این باورها فلسفی باشند و یا مذهبی و یا هم سیاسی ؛ ولی ، به عنوان یگانه و شایسته ترین رفتار تلقی می گردند و تحمیل آن بر گردهء هنر و فرهنگ و ادبیات ، مرگ هنر و ادبیات را سبب می گردد . ایدیولوژی سیاسی می پندارد که پاسخ همهء پرسش ها و دشواری ها را در آستین دارد و الگوی از پیش ساخته شدهء اش را در اختیار نویسنده و شاعر وابسته می گذارد تا بدون تأمل و اندیشه ، در تحقق آن ها اقدام کند ________________________________
گفتگو با اورهان پاموک گفتگو و ترجمه احسان لامع
اورهان پاموک برنده نوبل ادبيات ۲۰۰۶ گفت: ادبيات فارسی از مولوی گرفته تا عطار و غيره تأثير بسزايی در شعر مدرن ترکيه داشته است. توجه اورهان پاموک به ادبيات سنتی و مدرن ايران امری بديهی است. سفر او به ايران در حدود سه سال پيش و نوشتن کتاب "نام من سرخ است" که در درون آن به تمجيد از هنر و ادبيات ايران پرداخته و به نوعی نقاشی تبريز را مايه افتخار هنر آسيايی در برابر غرب توصيف کرده، از جمله مسائلی است که اشراف و توجه او را به هنر ايران يادآور می شود. او در اين کتاب حتی بارها و بارها از استاد بهزاد در فصل های مختلف به نيکی ياد کرده است. پاموک که اشعار سنتی ايرانی را مطالعه کرده، مولانا را شاعری ايرانی دانسته است. ادبيات چطور می تواند به انسان جهان صنعتی و مدرن کمک کند
______________________________________
" تابو" ها را باید شکست ! گفت و گویی با نیلوفر بیضایی ، کارگردان و نویسنده جوان عرفان قانعی فرد در كار تئاتر معيار من هنر بوده وهست. به باور من يك اثر هنري كه در آن دو عنصر “ فرم“ و “محتوا“ يكديگر را جسته و يافته باشند، اثري قابل تعمق است و در بوف كور همخواني اين دو عنصر به حد كمال رسيده است. بوف كور داراي ساختار و منطقي منحصر بفرد است و در عين حال اثري چند لايه كه مي تواند در هر دوره دوباره خوانده و نقد و تحليل شود. يك اثر كلاسيك است كه هم در فرم و هم در محتوا دست به يك ساختار شكني زده است. در فرم ، تصاوير بسيار قوي ، در هم ريختن زمان و مكان ،“ تكرار“ وقايع ، جملات و شخصيتها در قالبهايي كه در هر دور زواياي جديدي را مي گشايد ، پرداخت كلاژ گونه ، قوه ي تخيل سرشار ودر محتوا تاكيد مكرر بر واژه ي “من“ آنهم درتقابل با فرهنگي كه در آن فرد در جمع حل شده و سرنوشت خويش را بدست تقدير سپرده است و در جهل و خرافات غرق است، تاكيد بر تناقضهايي كه ميان “من“ در چنين جامعه اي و تاريخ ، اسطوره ، جبرهاي موروثي ايجاد مي شود و خلاصه بارهايي كه چنين فردي در چنين جامعه اي به اجبار بر دوش خود حمل مي كند ، قدرت انتقال تصوير آسمان به زمين ، تقدس زدايي و بسيار ي نكات ديگر در اين اثر براي من بسيار جذاب بوده است. << ادامه << ___________________________________
گفتگو با هژبرمیرتیموری عباس معروفی تفاوتها عامل بقا، رمز بقا و جستوجوی ماست، زندهبودن ماست. و اگر بخواهیم تفاوتها را از بین ببریم و همهمان یکی بشویم، دیگر حرفی برای گفتن نداریم، ما چیزی نداریم که دنبالش بگردیم.
|